عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )

563

منازل السائرين ( فارسى )

باب توحيد قال اللّه عز و جل : شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ . « 1 » خدا گواهى دهد كه به جز ذات اقدس او خدايى نيست . كه اشاره است به آيهء « شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ وَ الْمَلائِكَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ قائِماً بِالْقِسْطِ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ » خداوند به يكتايى خود گواهى مىدهد و نيز فرشتگان و صاحبان علم و بصيرت به يكتايى او گواهند . او كه حافظ عدل و درستى است . و خداى ارجمند و دانايى كه جز او نيست . اما از اينكه خواجه فقط به آيهء « شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ » استشهاد نموده است ، به دنبال بيان اين حقيقت است كه در توحيد و يكتايى ، كسى با حق تعالى نيست و او شاهد لنفسه بنفسه است . سپس در تعريف باب توحيد مىنويسد : التوحيد تنزيه الله تعالى عن الحدث . توحيد ، تنزيه حق تعالى از حدث است . البته اين مجمل كلام اهل عقول است كه گفته‌اند : « نحن الذين ننزّه الله تعالى عن الحدوث . خواجه رحمة الله به دنبال تنزيه عقلى توحيد نيست ؛ به جهت اينكه عقل ، حدوث را اثبات و سپس نفى مىكند . درحالىكه شهود توحيد ، رأسا و اصلا حدوث را مرتفع مىكند ، سپس آن را به عنوان فعل حق ثابت مىنمايد . همچنين معتقد است كه آنچه را علماى شريعت يا صاحبان خرد و آنچه را كه محققان از عرفا در طريقت براى درستى اثبات توحيد آورده‌اند ، خالى از علل تامه يا ناقصه نيست كه اين در مقام توحيد ، نوعى جهالت محسوب مىشود . چرا كه در اين مقام خدا را بايد با

--> ( 1 ) . آل عمران / 18 .